روستای خانقاه


روستای خانقاه
 
خانقاه یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان قره‌ناز بخش مرکزی شهرستان مراغه واقع شده‌است. و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال 1390،جمعیت آن 723 نفر ودارای  212خانوار بوده‌است.
روستای خانقاه  در 7 کیلومتری جنوب غربی مراغه قرار دارد از آثار تاریخی آن می توان به پل خانقاه مربوط به دوره صفویه اشاره کرد.
مختصات جغرافیای روستا

طول جغرافیایی 93 درجه 03 دقیقه و 23 ثانیه شمالی و 64 درجه 06 دقیقه 46 ثانیه شرقی قرار گرفته است. روستای خانقاه یکی ازنادرترین روستاهای شهرستان مراغه می باشد که ابنیه تاریخی آن امروزه قابل مشاهده است. پل تاریخی این روستا یکی از زیباترین پلهای تاریخی شهرستان مراغه است ولی متاسفانه به دلیل بی توجهی وضعیت چندان خوبی بر خوردار نیست. شغل اکثر مردم روستاکشاورزی آنهم بیشتر کشت انگور است هر چند باغات گردو و سیب نیز قابل مشاهده است ولی اکثریت به شغل انگور داری مشغول هستند. این روستا همچنین دارای زمین های کشاورزی مخصوص سبزی(سئوزو خانا)است.
وجه تسمیه روستا
خنهیی/خانگاه/Xənəyı :
در ذیل به چند نظر در باره این روستا اشاره می شود و در آخر سعی شده به نتیجه کلی یا نزدیک اشاره شود.

خانقاه در متون کتبی به دو صورت خانگاه و خانقاه نوشته می شود.
دهخدا: خانقاه ]ن / است . » گاه « و »خانه « و مرکب از » خانگاه « ن [ (معرب ، اِ مرکب ) مکان بودن مشایخ و درویشان .معرب نیز استعمال کنند. (از غیاث اللغات )
(آنندراج ) . خانه ای که درویشان » نون « فارسیان بسکون » مجلس گاه « و » منزلگاه« : نظیر و مشایخ در آن بسر برده عبادت کنند.صومعه . عبادتگاه . (ناظم الاطباء). محل اقامت درویشان و صوفیان .(فرهنگ نظام ).
منزل یا محل اجتماع صوفیان . رباط.
معین: - خانه ، سرا. 2 - محلی که درویشان و مرشدان در آن سکونت کنند و رسوم و آداب تصوف را اجرا نمایند .
سعدی تو نه مرد خانقاهی ،من چون تو قلندری ندیدم . (سعدی).
 
"خهنهیی" نام روستاهایی از توابع مراغه،هریس, کلیبر، تبریز، میانه، سلماس، زنجان، بوکان، اورمیه، خلخال، کومیجان، اردبیل، نوبران،بازار ماسال هشتپر و چند ولایت دیگر می باشد. فرهنگ اسامی روستاهای آذربایجانشرقی: خنه یه = خانقاه

دکتر جعفرزاده: این نام بر مکانهایی که متولیان دین سکونت داشته اند یا "اوجاق"(زیارتگاهی) در مکانی بوده باشد اطلاق می شود.
در لغت نامهی "دهخدا" اشاره گردیده است که "خانگاه" عمدت ا در مناطق آذربایجان نام روستا می باشد و حتی کلمه ی"خانگاه" عمدتا در شعر شاعران ترک، پارسی گوی آمده است( فرهنگ ارک). لغتشناسان معتقدند که کلمهی "خانگاه" از زبان ترکی وارد فارسی نیزشده است که از ریشهی کلمهی "خه نه یی" یا همان"خانایا = خاناغا = خاناقاه = خانگاه "است. عموم ا روستاهایی به اسم" خنهیه" که تابع چندین شهرستان آذربایجان می باشند به"خانگاه" تغییر داده شده اند.
 
ب.پسوند توپونیم ساز "-غان- ğan " ,"قان-qan" (در تركی قاراخانی)، "گان - gan "، "-خان- xan ن - ¬ " (در تركی باستان)، "-كهkən " (در تركی باستان) و مشتقات آنها (قانا qana ، كان kan ، جان can ، وان van ,وانا vana ، انan ، ...)نشان دهندهی جا، مكان و محلهای جغرافیائی.
 
نتیجه:در معنی "سرزمین آشنایان و دوستداران، یعنی سرزمین یار" و در کل در معنی "سرزمین جوانمردان" میتواند باشد.(نظریه جناب جعفر زاده).

ننه" به معنی پیرزن, مادر بزرگ و همچنین است ¬ کلمه ی "قره" در زبان ترکی دو معنا دارد: 1- سیاه 2- بزرگ  مثل "قره ننه" یا "قاری در اسامی "قره چمن" چمنزار وسیع یا "قره داغ" کوه بزرگ چرا که "چمنزار سیاه" یا "کوه سیاه" یا "باغ سیاه" معنی و مفهومی ندارد.)در بعضی موارد به دلیل نا آشنای با بار معنای کلمه، لفظ "قره" را در معنی"سیاه" گرفته و "قره داغ" ,"قره سو" و"قره چمن" را به ترتیب "سیاه کوه" /سیاه آب/سیاه چمن" آوردهاند بلکه این اسامی در معنی" کوه بزرگ/آب زیاد =پر آب/چمنزار وسیع" است)(دکترجعفر زاده).
خانقاه: در تلفظ مردم محلی مراغه به صورت خنهیی / Xənəyı است. خنه یی همان خانایی است قبلا اشاره شد در منطقه مراغه" الف"به صورت" فتحه" تلفظ می شود مثل حاجی به صورت حَجی پس خنه یی همان خانایی می باشد. خانا در لغت بیشتر به معنی خانه است و نام قدیمی پیرانشهر خانا نوشتند. همچنین در پسوند شهر شرف خانه )خانا( نیز فابل مشاهده است. خانا در منطقه آذربایجان همریشه با قانا نیز است قانا در لغت نامه شاهمرسی به معنی کرت انگور است)شاهمرسی، لغت نامه(. و در دیل دنیز به معنی کرت های که تاک های انگور روی آن قرار می گیرد. قانالیق به معنی تاکستان. در لغت نامه دیل دنیز محقق درادامه چنین آورده است: این کلمه)قانا( از خان/خانه/ کان گرفته شده که به نوبه خود از کلمه کندن حاصل شده. خانا به معنی ردیف،به ترتیب است در زبان آذری. ائولری وار خانا خانا(خانه هایی دارند به صورت ردیف در ردیف و...).
نتیجه گیری:

اگر خانقاه را به معنی محل عبادی بدانیم باید به دنبال این محل عبادی یا خانقاه باشیم. تا آنجا که هویداست در روستای خانقاه مراغه اثری از این محل های عبادی نیست تنها خانقاه عبادی موجود در آن نزدیکی خانقاه معبد مهر ورجوی است پس باید نام روستای ورجوی خانقاه بود نه این روستا چرا که در روستای خانقاه ما اثری از خانقاه(محل عبادی نداریم).
خانقاه محل زندگی خان که از دو کلمه خان+ قاه گرفته شده خان همان خان و ارباب را می دهد و قان پسوند مکان. چون در اینجا ما سراغی از خان نداریم و از طرف دیگر خان بر عکس کلمات دیگر که الف به فتحه تبدیل می شود در خان این اتفاق نمی افتد پس خان را به همان صورت خان تلفظ می کنند مثل خان کوچه سی. خان حامامی و...
روستای خانقاه مردم بیشتر به کشت انگور اشتغال دارند و به وضوح تاکستان های انگور را ما شاهد هستیم پس شاید خانقاه یا خنه یی همان خانا یا قانا بوده است به معنی جایی که در آن خانا یا قانا قرار دارد. و مردم در این قانالیق ها به کشت و کار مشغول هستند.خنه یی همان خانا و قنالیق است. روستایی قانالیق.
سعید ستارنژاد دانشجوی ارشد باستان شناسی از دانشگاه محقق اردبیل
 
 










<
مراغه

15 مرداد 1393 07:44

اطلاعات نظر
  • گروه کاربری: ميهمان
  • تاريخ عضويت: --
  • وضعيت در سايت:
  • خبر
  • نظر
سلام خوب بود درسته در این روستا باغات انگرو وجود داره ولی امامزاده نیست ممنون ازتون

ارسال نظر

نام:*
ايميل:
متن نظر:
کد امنيتی: *
عکس خوانده نمی شود